خاطرات ما در کنار ارمیا

بدون عنوان

1390/11/16 13:08
نویسنده : سمیه
169 بازدید
اشتراک گذاری

بازم سلام.

امروز یکشنبه ١٦ بهمن سال ٩٠ می باشد.نیشخندو ارمیای عزیز من سه روز دیگه ٤ ماهش کامل می شه.هورا. پسملی من یکی دو روزه که صداهایی مثل بچه شیر درمیاره و همین باعث شده که لقب جدید شیر کوچولو رو بهش بدمچشمک. ناز نازی مامان هر روز شیرینتر میشه. الهی فداشبغلهزار تاماچ.

امروز شیشه شیر ارمیا رو دادم دستش تا ببینم چی کار می کنه.(البته باید بدونین که پسملی نه شیشه گرفته نه پستونک. به خاطر همینم شیشه خالی دستش دادم تا عکس العملش ببینم)

1

ارمیا تو دلش می گه: حالامامان اژ چجاش باید بخولمسوال

2

اها فچ کنم اینچاش خولدنیهیول

3

شایدم اینولش.............. کچاش خوشمژس یعنیسوالفچل کنم تهش بهتل باشهاز خود راضی

4

اینا چلا مژه ندالن............... . اصلن بذا ببینم توش چیهسوال

5

تعجبااااااااااااااااااااااااا این چه خالیه مامانناراحتمنو سر کار میذالیگریهای ناملد خنثی

main

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)