خاطرات ما در کنار ارمیا

زبون درازی ارمیا

1390/11/13 11:14
نویسنده : سمیه
784 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به همگی

دیروز من و ارمیا رفته بودیم خونه مامانم. اقا ارمیا حسابی مامانینا رو سرگرم کرده بود و اونجا بود که واسه اولین بار زبون درازی کرد.

ermia

راستی پسملی که از دو هفته پیش همش دستراستشو می برد بالا و نگاش می کرد. حالا دیگه دستاشو کاملا شناخته و همش می بره تو دهنشاز خود راضیخنده.

جوجوم شبا همش وول میخوره و منو بیدار می کنه فکر کنم هر نیم ساعت یه بار بیدارم می کنهناراحتگریه. باشه پسمل به هم می رسیم اینجوریه؟!؟!

در اخر یه عکس از ارمیا می ذارم که حسابی سرحال بیاییننیشخندچشمکک

popoli

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)