هفته سی و سوم
با سلامی دوباره این هفته را با خوشحالی و امید به خدا شروع می کنم. تو این دو سه روز تعطیلی حسابی استراحت کردم و الان احساس بهتری دارم. ولی باید سعی کنم کمتر پای لپ تاپ بشینم ولی الان حدود 1-2 ساعته که از جلوی لپ تاپ تکون نخوردم. آخه می دونین زور بالا سرم نیست . امروز صبح ساعت 9 با تکونای آرمیای عزیزم بیدار شدم. طفلی پسرم گرسنش بود انگار. بهش گفتم قند عسلم الان با مامانی دوتایی می ری صبحونه. اونم گول خورد سریع 5 شنبه مامان بزرگ و خاله مرسده اومده بودن پیشمون. برامون یکپتو دو نفره و یک پتو نوزادی واسه آرمیای گلمآورده بودن... . راستی خاله مرسده هم کارشناسی ارشدمدیریت جهانگردی دانشگاه علامه قبول شد. ایشالا که همیشه موفق باشه. ...
نویسنده :
سمیه
11:16




