خاطرات ما در کنار ارمیا

سالی که نکوست از بهارش پیداست!

1390/6/2 12:10
نویسنده : سمیه
147 بازدید
اشتراک گذاری

سلام مامانی

امروز خودمونیم خیلی شنگول بودیا از صبح. فکر کنم سیراب شیردون خیلی دوست داریچشمک. آخه از صبح که خوردمش همین طور داری یه ریز وول میخوری. قوی شدی داری فوتبال تکی بازی می کنی. اگه دوقلو بودین چی می شدنگران.

راستی امروز با بابایی قرار گذاشتیم بریم جمهوری تخت و کریر و چند تا وسیله دیگتو بخریم. من که خوشحاااااااالم تو رو نمی دونم. آخ جون خریییییییییییییییییید!خوشمزه

آرمیا عاشقتم دولپیماچ

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)