خاطرات ما در کنار ارمیا

خونه مامان بزرگ

1391/3/3 12:48
نویسنده : سمیه
294 بازدید
اشتراک گذاری

من و ارميا از ديروز اومديم خونه مامانم. خيلي خوبههههههههههههه. آخيش ادم اينجا مي تونه از دست شلوغ بازيهاي ارميا يه نفس راحت بكشه. مامانا هميشه حواسشون به بچه هاشون هست. من مراقب ارميامم و مامانم مراقب من.از خود راضی. البته مامانم مراقب بچه من هم هست. چه خوبه. حس خوبي دارم الان. مامانم داره ارميا رو مي خوابونهچشمک. منم دارم چت مي كنم و تو نيني وبلاگ مي گردم. نمي خوام برم خونموننیشخند.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)