خاطرات ما در کنار ارمیا

14 روزگی ارمیا

1390/8/3 13:07
نویسنده : سمیه
209 بازدید
اشتراک گذاری

سلام

مامانی این روزا خیلی ادیتم می کنی و شبا هم که نمی ذاری بخوابم. آخه مامانی منم آدمم! به من رحم کن. نا سلامتی 14 روز پیش عمل داشتم. هنوز خوب نشدم و تو هم همش گریه می کنی. دیروز از بس نشستم و بغلت کردم تا آروم شی که کمر درد گرفتم. مامانی دوستت دارم بیا و منصف باش و من و اذیت نکن.

دیروز انقدر گریه کردی که منم بردمت جلوی پنجره و گفتم: آرمیا اگه بازم گریه کنی می ندازمت تو گدچه که گربه بخورتت.از خود راضیتو هم ساکت شدی. نمی دونم واقعا فهمیدی چی گفتم یا اتفاقی آروم شدینیشخند. به هر حال نتیجه که خوب بود.

راستی از اون روزی که نافت افتاده هر روز روز پنپرست یه کم خون می بینم. خیلی نگرانم. می گم شاید به خاطر اون انقدر گریه می کنی. الان زنگ می زنم به دکترم و ازش می پرسم.

اینم عکس 12 روزگی پسرم:

at 12th day

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)