خاطرات ما در کنار ارمیا

واااااااااای امبول!

1390/5/1 12:58
نویسنده : سمیه
266 بازدید
اشتراک گذاری

مامانم فردا می خاد بره امبول کزاز بزنه. من می ترسمناراحت. اینا الکی میگن. می خان به من امبول بزننگریهاصلن میخام انقد شولوخ کنم تا مامانم خسته شه و یادش بره امبولوابرو

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)